خودباوری اولین گام در فرآیند خلاق شدن!

خودباوری

خودباوری اولین گام در فرآیند خلاق شدن است. بسیاری از ما خلاق شدن را امری پیچیده، دست نیافتنی و مختص افراد خاص می‌دانیم.  این طرز تفکر باعث می‌شود تلاشی هم در جهت رسیدن به تفکر خلاق نداشته باشیم.

در صورتی که خلاقیت یکی از خصوصیات بارز نوع بشر است و همه افراد پتانسیل خلاق شدن را دارند. حتی فراتر از این، واقعیت این است که همه ما انسان‌ها با پتانسیل بالایی از فراگیری و کسب مهارت خلاقیت متولد می‌شویم. به همین دلیل در دوران کودکی اغلب کارهایمان خلاقانه است و بتدریج این خلاقیت در کودکان رشد کرده شکوفا هم می‌شود.

محدود کردن خلاقیت کودکان!

در این راستا تا زمانی که والدین از کسب مهارت‌های اولیه کودکان مثل راه رفتن، حرف زدن و … حمایت می‌کنند، خلاقیت هم توسعه پیدا می‌کند. ولی بتدریج با بزرگتر شدن و ورود به جامعه؛ اطرافیان، مدرسه و حتی والدین از روی ناآگاهی کودکان را از مسیر خلاقیت منحرف می‌کنند. چرا که به زعم بزرگترها وقتی کودک به سن 5، 6 سالگی می‌رسد، دیگر باید رفتارهای کودکانه خود را کنار بگذارند و رفتارهایی همانند رفتار بزرگترها داشته باشند. رفتارهایی که متاسفانه فاقد هر گونه خلاقیت و کسب تجربه شیرین مهارت‌های جدید است.

در طی زمان خلاقیت ما به‌دلیل ترس‌هایمان بسیار محدود شده است. ترس‌هایی مانند: ترس طرد شدن از جامعه، مدرسه و خانواده، ترس از مسخره شدن، ترس از شکست و … . بنابراین اگر به هر طریقی بتوانیم به این ترس‌ها غلبه کنیم، می‌توانیم خلاقیتمان را دوباره بازآفرینی کنیم و در جهت شکوفایی آن گام برداریم. با این شیوه فرصت‌های جدیدی نیز سر راهمان به وجود خواهند آمد.

خودباوری

بسیاری از این والدین نه تنها نسبت به خلاقیت خودباوری ندارند، بلکه هیچ ایده و برداشتی از خلاقیت هم متصور نیستند. همچنین اهمیت و نقش آن را در زندگی خود و فرزندانشان نمی‌دانند. برخی از این والدین با شنیدن کلمه خلاقیت فکرشان به سمت کارهای هنری مثل نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی و امثال اینها می‌رود. اینها خلاقیت را مختص افراد هنرمند می‌دانند. بعضی هم خلاقیت را در ردیف اختراع و اکتشاف تصور می‌کنند و فقط مخترعین و مکتشفین را افراد خلاق به حساب می‌آورند.

 

از طرف دیگر بعضی از مردم هم خلاقیت را صفت و خصلتی ذاتی و ژنتیکی می‌دانند. این گروه فکر می‌کنند تعداد معدودی از افراد با ژن خلاقیت متولد می‌شوند و بقیه مردم فاقد این ژن خاص هستند. همانند داشتن ژن قد بلندی و یا ژن رنگ چشم آبی در بعضی از افراد! به همین دلیل این افراد تصور می‌کنند که انسان‌ها از لحاظ مهارت خلاقیت به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه خلاق و گروه غیرخلاق!

تاثیر خودباوری در مهارت خلاقیت

در صورتی که این تصورات کاملا اشتباه بوده و همه مردم دارای پتانسیل کسب مهارت خلاقیت هستند و با خودباوری و البته تمرین می‌توانند به فردی خلاق تبدیل شوند. به‌طوری که وقتی با خلاقیت آشنایی بیشتری پیدا می‌کنند و حتی از آن در امور جاری زندگی‌شان استفاده می‌کنند، متوجه می‌شوند که تاکنون چقدر اشتباه فکر می‌کرده‌اند.

این افراد وقتی حل خلاقانه مسائل روزمره زندگی را یاد می‌گیرند و با سهولتِ کاربردِ خلاقیت آشنا می‌شوند، تازه می‌فهمند که تاکنون انگار ترمز دستی اتومبیل‌شان بالا بوده و با ترمز دستی رانندگی می‌کرده‌اند! و حالا با خواباندن ترمز دستی لذت رانندگی را تجربه می‌کنند.

نکته قابل تعمق این است که باورهای ما روی اعمال‌مان تاثیر می‌گذارند. بنابراین با باور به توانمندی‌های خود (یا همان خودباوری) در زمینه خلاقیت، اعمال و رفتار خلاقانه‌ای خواهیم داشت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.