با کلیک روی 1+ این صفحه را در گوگل به اشتراک بگذارید
 

سایت معلم خلاق | آموزش خلاقیت و نوآوری

تهیه لیست کارهای روزانه: بلی یا خیر؟!

تهیه لیست کارهای روزانهشرایط در قرن حاضر به گونه‌ای است که اغلب ما بسیار پرمشغله شده‌ایم. هر روز کارهای زیادی هست که باید انجام دهیم. گرچه در بسیاری از موراد نمی‌توانیم کارهایی را که قصد انجامشان را داریم و برایشان برنامه‌ریزی کرده‌ایم، به اتمام برسانیم و در واقع همیشه از برنامه عقب هستیم.

پدر یکی از همکاران که در شهر کوچکی در مرکز کشور زندگی می‌کند، برای چند روز به خانه پسرش در تهران آمده بود. یک روز هم به همراه همکارم به محل کارمان آمد. پیرمرد خوش صحبتی بود و از زندگی در شهر کوچکش می‌گفت. وقتی از او در مورد تهران پرسیدم، انگار منتظر چنین سوالی بود. با هیجان جواب داد:

«من نمی دانم چرا در این شهر همه عجله دارند. کسی راه نمی رود. همه در حال دویدن هستند. انگار همیشه دیرشان شده است. از صبح که بیدار می‌شوند تا شب که به خانه برمی‌گردند، در حال دویدن هستند. حتی غذا خوردنشان هم با عجله است!»

شاید ما آنقدر در این شرایط زندگی غرق شده‌ایم که خودمان متوجه نیستیم چقدر در انجام کارها عجله داریم و به قول معروف «بدو بدو می کنیم» و البته شب خسته و کوفته از مشغله های روز و ناراضی از نحوه انجام کارها و همچنین خیل کارهای ناتمام و بر زمین مانده، به خواب می‌رویم تا فردا روز پر مشغله دیگری را آغاز کنیم. تا این روزمرگی همچنان ادامه پیدا کند.

ولی آیا هیچ به این فکر می‌کنیم که این همه تلاش بی وقفه برای چیست؟ چرا افرادی مثل پدر همکارم، علی رغم این که خود را درگیر چنین مشغله‌هایی نکرده اند، از زندگیشان هم راضی‌ترند؟ در ضمن کار عقب افتاده هم ندارند.

برخی از ما کارهای روزانه‌مان آن قدر زیاد است که باید آنها را لیست کنیم تا فراموشمان نشود. لیستهای بلند و بالایی که در انتهای زمان پیش بینی شده برای انجامشان، فقط تعداد معدودی از آنها خط می خورد و بقیه همچنان برای مدت مدیدی در لیست جا خوش می کنند. و البته اگر به موارد باقیمانده کمی بیشتر دقت کنیم، می بینیم که اتفاقا این موارد از جمله مهمترین کارهایی است که باید انجام می‌دادیم ولی به عکس کارهای را انجام داده‌ایم که جزو کارهای کم اهمیت هستند و چه بسا انجامشان زیاد هم ضروری نبوده است!

تهیه لیست کارها و برنامه‌ریزی برای انجام آنها به خودی خود کار بسیار خوب و پسندیده‌ای است، به شرط آن که در به انجام رساندن آنها هم مصمم باشیم. به خصوص این که سعی کنیم کارهای مهم و تاثیرگذار را در اولویت انجام قرار دهیم. به قول برایان تریسی باید ابتدا قورباغه بزرگ و زشت را قورت داد.

ولی اگر قرار باشد با نوشتن لیست انجام کارها، کارهای غیرضروری را در اولویت انجام قرار دهیم و زمانی برای انجام کارهای ضروری و فوری باقی نگذاریم، این لیست کردن‌ها و برنامه‌ریزی‌ها به جز تلف کردن وقت چیزی عایدمان نخواهد کرد. در این حالت در واقع شاید به طور ناخودآگاه خودمان را بیشتر مشغول کارهای کم اهمیت می‌کنیم تا زمانی برای انجام کارهای مهمتر (و احتمالا دشوارتر) نداشته باشیم!

ولی چاره کار چیست؟ چگونه می توان جنبه‌های منفی لیست کردن و برنامه‌ریزی را حذف کرد و از جنبه‌های مثبت آن سود برد؟

 

نظر شما کاربران محترم در مورد این سوال چیست؟ چه راه حلی برای این مشکل معمول و همه‌گیر پیشنهاد می کنید؟

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها  

 
-1 #7 MJM 1393-02-04 01:48
با سلام. به نظر من برنامه ریزی راه رسیدن به هدف که در واقع یک فرایند هستش.اما چیدمان این فراینده که خیلی مهم.این چیدمان نه تنها به اولویت انجام کارهایمان بلکه به اولویت انجام کار در یک کار هم مرتبط میشه.پس باید به اولویت ها خیلی فک کرد حتی در ثانیه ثانیه و اولیت رو به معنای واقعی اولویت بدونیم.
 
 
0 #6 Far Sima 1392-11-30 08:40
درود
مطلب جالب و یادداشت خوانندگان بسیار دقیق و صادقانه .موفق باشید
 
 
+2 #5 فیروز عابدی 1392-11-02 16:27
سلام و تشکر از مطالب بسیار مهم و کاربردی که دوستان محترم و مسئولین محترم سایت برنامه ریزی روزانه جزو برنامه ریزی کوتام مدت محسوب و برای کسانی که خواهان ییشرفت در زندگی خود هستند از ضروریات است منتها کسانی که حافظه انها قوی و تیز نیست نیازمند یاداشت کردن ان هستند
 
 
+13 #4 احمد صادقیان 1392-10-22 04:19
من هم همین مشکل را داشتم هر وقت برنامه روزانه ام را مینوشتم ( از صبح تا شب ) شب که میشد میدیدم خیلی از آنها را یا حال انجام دادنش را در زمان مقرر نداشتم یا کاری پیش امده که مانع از انجام ان شده

ولی بلاخره بعد از سالها ازمون و خطا و صدها برنامه ناموفق به یک نتیجه خوب رسیدم

وان این است که

به این نتیجه رسیدم که اگرما برنامه تمام روز خود را میریزیم و نمی توانیم انجامش دهیم شاید به این دلیل باشد که این وزنه برای ما یک کمی سنگین است
به همین سادگی
ببینید اگر یک وزنه بردار یک وزنه 200 کیلویی را امتحان کند وببیند نمیتواند با موفقیت ان را بلند کند چکار میکند
درست است
او از کار پشیمان نیمشود او نتیجه میگیرد که این وزنه برای او کمی سنگین است پس تصمیم می گیرد وزنه های سبکتری را تست کند

این دقیقا کاری بود که من کردم

حالا ببینید چطور

اول روز را به دو قسمت تقسیم کردم

ولی باز سنگین بود

روز را به سه قسمت و سه مرحله برنامه ریزی تقسیم کردم


ولی باز هم یک کمی سخت بهنظر می امد


به چهارقسمت و چهار برنامه

هنوز یک خرده سنگین بود



و در نهایت برنامه جادویی من ریخته شد


برنامه دو ساعته

درست شنیدید تعجب نکنید و اصلا هم نخندید حتی پوزخند هم نزنید و باور کنید راه حل بسیار زیبا ومفیدی است الان برایتان توضیح میدهم تا اینجا را که تحمل کردید بقیه اش را هم تامل کنید


شاید شما بگویید آخه دو ساعت هم ارزش برنامه نویسی دارد مگه چندتا کار مفید میشه توی دو ساعت انجام داد

من به شما میگویم سه کار
مثلا
1- نماز اول وقت ویک صفحه قران با تدبر 40 دقیقه
2- نوشتن یک نامه به یک دوست قدیمی که خیلی وقت است قصدش را دارید ولی انجام نشده 40 دقیقه
3- تمیز کردن و مرتب کردن اتاقتان (40 دقیقه )

حالا شما به من بگوییداین سه کار . کم کاری است


تصورکنید شما بتواند در طول روز چهار برنامه دوساعته تدوین کنید و انجام دهید میشود 12 کار مفید در روز
12 کار مفید کم کاری است
شما اگر یکهفته بر این کار مداومت کنید 84 کارمفید انجام میدهید و در یک ماه 360 کار مفید
در طول یک سال چه.... بله شما یک آدم دیگری شده اید
به همین راحتی
حالا یک کمی دیگر صبر کنید تا مهمترین مزیت برنامه ریزی دوساعته را به شما بگویم این یک رازاست. ولی شما به هر کسی که دلتان خواست میتوانید این راز را بگویید مشروط بر اینکه او طالب شنیدن آن باشد
وآن رازی که برنامه دو ساعته را از از تمام برنامه ریزی ها متمایز میکند این است که

عزیز من شما وقتی صبح داری برنامه ریزی میکنی برای تمام روزت حس و حال صبح را داری . نشاط و سر زندگی صبح را داری . مثلا برنامه ریزی میکنی ساعت هفت بعد از ظهر یک ساعت پیاده روی کنی یا به دیدار یک دوست یا یکی از اقوام بروی ولی دوست من تو نمیدانی عصر آن روز شما در چه حال وهوایی هستی آیا میل و حس این کار را داری یا نه شاید یک سرما خوردگی مختصر تو را کاملا بی حال کرده و دوست داشته باشی کنار بخاری دراز بکشی وشلغم داغی که سفارش پختنش را به خانمت دادی میل کنی و شاید یک اولویت مهمتری پیش آمده باشد شاید مهمان عزیزی برای شما آمده شاید یک برنامه مستندی که تو ماه ها منتظر دیدن آن بودی از یکی ازشبکه های ماهواره ای در حال پخش است و به این ترتیب است که برنامه شما خود به خود داخل قیف است وشما دوباره آخر شب خود را ملامت میکنید که دوباره برنامه روزانه ام را عمل نکردم
واین به این دلیل است که برنامه شمااصلا غلط بوده

دوست من ما آدمها ماشین نیستیم که برنامه ریزی شویم تا در فلان ساعت از روز یا هفته فلان کار را بکنیم ما آدم هستیم حس داریم روح داریم این حس و روح ما با توجه به محیط اطراف و زمان تغییر میکند برنامه ای میتواند پایدار و عملی باشد که با توجه به روحیات واحساسات ما ریخته شده باشد
حالا برگردیم به بر نامه ریزی دوساعته خودمان وقتی شما دارید برای دو ساعت خود برنامه ای تنظیم می کنید به روحیات واحساسات خود در آن زمان و مکان واقفید و کارهای مفیدی را روی کاغذ می اورید که حس و حال انجام آن را دارید واین مهمترین مزیت و راز موفقیت این نوع برنامه ریزی است هیچ وقت کاری را که حس و حال انجام آن رانداری تدوین نمیکنی به خاطر همین شکستی هم در کار نیست

خوب دیگه بسه


تا وقتی دیگر بدرود
 
 
+4 #3 فریده 1392-10-06 13:17
حای،
در یک شرکت بزرگ تولیدی در بخش حسابداری صنعتی استخدام شدم، چون کارمند جدید بودم، کارمند قدیمی کارهای بزرگتر و سخت تر را برای من تعیین کرد. یه روز متوجه شد که من کارهام خیلی سریع تر و صحیح تر صورت می گیرد. مخصوصاً در چایان هر شش ماه کارهایی داشتیم که بسیار سنگین و وقت گیر بود و کار من سنگین تر از کار او. ولی باز هم کارهای من با سرعت بیشتر و دقت بیشتری صورت می گرفت در آخر هم یه عالمه وقت اضافه داشتم. یه روز همین همکار از من سوال کرد که راز کار تو در چیه؟ توضیح دادم که من ابتدا کارهای بزرگتر و حجیم تر و اونی که بیشتر دغدغه فکریم هست را اول انجام میدم و به همین ترتیب کاری که از اولویت کمتر برخوردار هست و کم حجم تر هست و دغدغه فکری زیادی ندارد را به آخر موکول می کنم. این راز موفقیت من هست. ولی تا زمانی که با هم همکار بودیم او هرگز نتوانست به این روش اعتماد کند و به روش قدیم خود ادامه می داد. در مدت کوتاهی از استخدامم، من به عنوان مدیر برنامه ریزی آن شرکت انتخاب شدم ولی او همچنان پشت همان میز بود تا بازنشسته شد.
به فرزندم هم در کودکی همین گونه آموزش می دادم. وقتی او را به حمام می بردم برایش تعیین می کردم که اگر اول اجازه بده شامپو زدن و صابون زدن به او را تمام کنم یه عالمه وقت داره که با خیال راحت داخل وان با آب بازی حسابی کنه. او معمولاً گوش می کرد و در آخر، هم خیلی سریع تر از حمام خارج میشد، و هم کاملاً پاکیزه بود. رضایت خاطر خوبی هم از حمام کردن داشت و برای حمام کردن های بعدی اش هم برنامه ریزی می کرد.
 
 
+1 #2 نون.الف 1392-09-26 15:48
تجربه خودم :
خیلی اوقات این مسئله برای من پیش می آمد که کارها را لیست کی کردم ولی به هیچ کدامشان نمی رسیدم و ....
الان تغییری که د ر کارهام داده ام این هست که اولا در صورت زیاد بودن تعداد کارهایم آنها را در بازه یک هفته ای پخش می کنم و ثانیا کارهای کوچک که زود انجام میشوند مثلا چک میل کردن یا حتی خوردن میوه یا شستن جوراب !!! را هم به اندازه دو سه مورد اضافه می کنم . خط خوردن این موارد یکجور فیدبک مثبت روی من میگذارد که تو داری همه کارها رو تمووم می کنی ادامه بده !
این تکنیک مثل همون تکنیک صفحات خالی است که در بعضی کتابها وجود دارد و این احساس را خواننده القا میکند که کتاب در حال تمام شدنه به مطالعه ادامه بده !
 
 
+1 #1 کبری دهقانی 1392-09-25 19:18
سعی کنیم کارهای روزانه را به ترتیب اولویت یادداشت کنیم .وبراساس زمان بندی آنهارا انجام دهیم درحقیقت ما زمان کمی نداریم بلکه مدیریت زمان نداریم. واگر از برنامه ریزی خود جلوتر هستیم به خودمان جایزه بدهیم وازوقت آزاد خود استفاده کنیم. من با این روش وقت آزاد بیشتری دار م واگر درآخر هفته برنامه ی غیرمترقبه داشته باشم زمان انجام آن را داشته باشم .
 

دانلود محصولات رایگان

دوره آفلاین خلاقیت

دوره آنلاین خلاقیت

عضویت در کانال تلگرام سایت

telegram

44 سخنرانی ناب در زمینه خلاقیت!

DVD سخنرانیهای تد

37 سخنرانی در زمینه موفقیت و شادکامی

DVDسخنرانیهای تد -2

ورود کاربران

کاربران آنلاین

ما 39 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اینستاگرام

لینک سایت در:

google+

Facebook   

LinkedIn

لوگوی سایت

سایت معلم خلاق
 

 

ShareThis

رنک آلکسا