در عصر حاضر والدین بیش از گذشته نگران آینده فرزندان خود هستند. والدین در حد امکان و مقدورات، سعی میکنند کودکانی با کفایت و توانمند تربیت کنند. همانطور که پیشتر در مقاله «چرا خلاقیت و نوآوری؟» ذکر شد، در قرن حاضر شرایط نسبت به گذشته کاملا فرق کرده است.
سرعت تغییرات آنقدر زیاد شده که پیشبینی حتی آینده نزدیک هم مشکل شده است. دیگر نمیتوان با ابزار و امکانات گذشته و حال به استقبال آینده رفت. برای جا نماندن از قافله پرشتاب تکنولوژی، باید به ابزار روز تجهیز شد. از جمله، ابزاری به نام خلاقیت!
با این شرایط چگونه میتوانیم فرزندانمان را برای رویارویی با آینده آماده کنیم؟
کودکان چقدر نیاز به فراگیری خلاقیت دارند؟
آیا لازم است از خردسالی به آنها آموزش خلاقیت دهیم؟
و بالاخره به چه روش یا روشهایی میتوانیم به کودکان آموزش خلاقیت داد؟
شاید جالب باشد که بدانید، بچهها بدون هیچ آموزش خاصی، از بدو تولد تا حدود ۵ سالگی، ۹۰ درصد کارهایشان همراه با خلاقیت است. درواقع شاید بهتر باشد قبل از این که بخواهیم به کودکان خلاقیت یاد بدهیم، خودمان به فکر یادگیری خلاقیت از کودکان باشیم!
طفل پس از تولد، با کنجکاوی و اشتیاق وصفناپذیری به دنبال کشف دنیای ناشناختهای است که به تازگی پا به آن گذاشته است. گیرندههای حسی او به شدت فعال هستند و او را در امر شناسایی محیط اطرافش کمک میکنند.
علاوه بر شناخت محیط، او شناخت از خود را نیز توسعه میدهد. هر روز بر توانمندیهای خود برای وفق دادن خویش با محیط جدید میافزاید. تلاش خستگیناپذیر، کنجکاوی و خلاقیت سرشار باعث میشود که کودک در چند سال اول زندگی خود از یک موجود ناتوان و وابسته، به فردی توانا و مستقل تبدیل شود. فردی که تغییرات شگرفی در تواناییها و مهارتهای فردی و اجتماعیاش به وجود آمده است.
خوب اگر کودکان تا این اندازه دارای خلاقیت هستند، پس مشکل چیست؟
چرا باید نگران آنها باشیم؟
و چرا باید به فکر آموزش خلاقیت به آنها باشیم؟
در حقیقت مشکل از زمانی شروع میشود که بچهها به سن ۵، ۶ سالگی میرسند و ما بزرگترها برای تربیت مناسب(!) آنها آستین بالا میزنیم. بچهها را تشویق میکنیم که به تدریج بازیهای دوران کودکی را کنار بگذارند. از خیالبافی دست بردارند و مثل ما بزرگترها قانونمند و واقعگرا باشند. ما از آنها میخواهیم که منطقیتر فکر کنند. و متاسفانه همه اینها یعنی تخطئه کردن آزادی تفکر و کُشتن خلاقیت!
با ورود کودکان به مدرسه، این مشکل حتی حادتر میشود. تخیل، آزادی تفکر و آزادی عمل عوامل بسیار مهم و موثری در بروز و ظهور خلاقیت هستند. ولی در مدرسه فشار برای به حداقل رساندن این عوامل افزایش قابل توجهی پیدا میکند و بچهها بیش از پیش از تفکر خلاق فاصله میگیرند. بهطوری که خلاقیت ۹۰ درصدی کودکان خردسال، در این زمان بهتدریج به کمتر از ۲۰ درصد کاهش پیدا میکند.
نظر شما در مورد سوال این مقاله چیست؟ آیا کودکان نیاز به آموزش خلاقیت دارند؟ و یا بهتر است قبل از این که به فکر آموزش خلاقیت به کودکان باشیم، سعی کنیم مانع از بروز طبیعی خلاقیت در آنها نشویم؟
راستی به عنوان مربی کودک ویا والد، برادر، خواهر و یا اطرافیان یک کودک چقدر خودتان را خلاق میدانید؟ چقدر در تعامل با کودکان موفق هستید؟
لطفا نظرات، تجربهها و پیشنهادهای خود را در پایین همین صفحه در قسمت «نظر بدهید» به اشتراک بگذارید تا دیگران هم از آن استفاده کنند.
در ضمن اگر شما والدین و مربیان کودک، علاقمند باشید کودکانی خلاق پرورش دهید، میتوانید از دوره آموزش غیرحضوری «خلاقیت در ۱۰ هفته» استفاده کنید. این دوره اختصاصا برای آموزش خلاقیت به والدین و مربیان کودک تهیه شده است. شما با فراگیری مهارت خلاقیت به راحتی میتوانید فرزندان و کودکانی خلاق پرورش دهید.